محمدتقى نورى
247
اشرف التواريخ ( فارسي )
نيازگلدى خان « 1 » و به گنج خان و دولت محمّد و امان « 2 » گلدى و قورت گلدى و امان بردى و مدك سركان و محك شيخ بهادر و غارلى نياز و مپق سردار و چهار يارقول بهادر و منگلى بهادر و ساير « 3 » اون بيگيان كه در كمين كين ايستاده بودند و « 4 » منتهز فرصت مىبودند . « 5 » درين اثنا كه دو درياى بلا را موّاج و به يكديگر افتاده ديدند و « 6 » در ركاب اشرف و الا « 7 » سواى دويست نفر از غلامان خاصّه كه هميشهء اوقات « 8 » سايهآسا ملتزم ركاب همايون بودند ، ديگر كسى نمانده ، همگى مشغول كارزار بودند . درين حال تركمانيه فرصت جسته « 9 » ، با معادل دو هزار سوار جرّار نيزهگذار كه « 10 » تمامى آنها « 11 » از سر تا پا غرق آهن مسلّح و مكمّل از پهلوى قول مبارك از سمت رود طژن از ميان گزستان بيرون آمده ، بىمحابا به اميد آنكه شايد كارى ديده ، آبى به روى كار بياورند ، بر قول همايون تاختند . شهزادهء شجاعت اثر به آن مايهسوار كه در ركاب ظفرپرور بودند ، اصلا از كثرت خصم نينديشيده ، پاى جلادت در ميدان مردانگى افشرده ، در نهايت دلاورى « 12 » به نوعى بر آن گروه تاختن آورد ( 94 الف ) كه از گمراهى راه گريز را گم كرده « 13 » و « 14 » سر را « 15 » از پا نشناختند و به ضرب گلولههاى « 16 » آتشبار سينههاى اهل كينه را چون خانهء زنبور مشبّك ساختند . غلامانى كه در ركاب سعادت انتساب بودند ، فدايىوار بر آن فرقهء ضلالت آثار حمله آورده ، در حملهء اوّل به قدر سى چهل نفر از مبارزان نامى تكّه در ميدان به خاك هلاك افتاده ، شهزادهء فيروزمند در آنروز به نفس نفيس مبارك مباشر حرب و پيكار گشته ، به زور بازوى مردى و مردانگى « 17 » كارزارى كردند كه داستان رستم و اسفنديار را بر طاقچهء نسيان نهاده
--> ( 1 ) . مج : « نياز گلدى خان » ندارد . ( جاى خالى ) ( 2 ) . مج : « امان » ندارد . ( جاى خالى ) ( 3 ) . مج : غيره . ( 4 ) . مج : « بودند و » ندارد . ( 5 ) . مج : بودند . ( 6 ) . مج : بلا را متوجه كار هم ديدند و درين وقت . ( 7 ) . مج : اشرف همايون . ( 8 ) . مج : « اوقات » ندارد . ( 9 ) . مج : در چنين حال فرصت غنيمت دانسته . ( 10 ) . مج : « كه » ندارد . ( 11 ) . مج : « آنها » ندارد . ( 12 ) . مج : در كمال تجلد . ( 13 ) . ملك : « كرده » ندارد . ( 14 ) . مج : « و » ندارد . ( 15 ) . مج : « را » ندارد . ( 16 ) . مج : گلوله . ( 17 ) . مج : مردافكنى .